۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۸, شنبه

به ایرج مصداقی.سند افتخار برای نسلهای آینده.شعر و نماهنگ.اسماعیل وفا یغمائی

<iframe width="560" height="315" src="http://www.youtube.com/embed/f-2EyfYjEwo?list=PL9R0e7s0ZW2QJIPEHRcMfQx7nEu3gXm3n" frameborder="0" allowfullscreen></iframe>

اشرف علیخانی: در خصوص سازمان مجاهدین


***مایلم نظرم را در خصوص سازمان مجاهدین خلق ٬ بنویسم و روی صفحه ام بگذارم. که اینهم حق منست ***

sabadesetareh.blogspot.com/2013/05/blog-post_16.html

موضوع بنظر من اصلا فرد آقای مسعود رجوی یا خانم مریم رجوی نیست. یک بازنگری باید در کلیت تفکر سازمان ایشان صورت بگیرد وگرنه به قهقرا خواهندرفت و در این میان جای دریغ و تاسف فقط برای کسانی باقی میماند که جوان دادند. از عزیزانشان دور افتادند یا خود به هزار خطر و ریسک تن سپردند و بعد با شکست این تفکر مذهبی و تمامیت خواهی ٬آنها هم حس بدبینی به همه چی پیدا میکنند. البته این فقط نظر شخصی من است و شاید هم اشتباه کنم اما نتیجه گیری ام تاکنون این بوده که تفکر حدود پنج دهه قبل در زمان حاضر هیچ بازار و مشتریی ندارد و مردم بخصوص نسل جوان حاضر نیستند با متد پنجاه سال پیش فکر کنند یا عمل نمایند. با هدف دوستی و صلح و آرامش بین تمام خطوط سیاسی مختلف و متضاد و متناقض و فعالیتهای آزاد سیاسی برای همگان بدور از تهدیدها و فشارها و آزارها و اذیتها ٬حس برتری طلبی و قدرت جویی صرف و تمامیت خواهی و تفکر سلطه گرایانه باید بشکند و مسیر جمعی بخود بگیرد. در جهان امروز و با ادعای آزادی سیاسی باید تفکری پایه ریزی و اجرایی شود که دنبال هدف خاص نباشد بلکه هدف عام بمعنی تمام مردم ایران و حتی جهان را دنبال کند. در کشوری که اگر قرار باشد فردای به قدرت رسیدن فرضی و غیرمحتمل آقای رجوی بیایند و مخالفین و منتقدین و دوستان سابق و سلطنت طلبها و کمونیستها را بکشند و تیرباران کنند...خب. این همان سالها و دهه ی شصت میشود. چه فرقی دارد؟ وقتی برخی از دوستان در اینترنت اینگونه منتقد خود را مورد توهین و ترور قرار میدهند فردا اگر دستشان برسد پوست از سرش خواهند کند. در زیر یکی از پستها کامنتی دیدم از یک آقایی که خیلی ادعای سیاسی بودن هم دارد. ایشان به بهانه ای و با فحاشیها و توهینهایی که درخور و شایستهء خودش است موضوع عفو زندانیان سیاسی را زیر سوال برده و به چالش کشیده. خب. این همان زنده بگور کردنست. تازه حالا دارم میفهمم که چرا چندتا از خانمهایی که در زندان دیدم دلشان میخواست عفو فرمالیته ای بنویسند و بیایند بیرون اما از ترسشان نمینوشتند. همیشه با خودم میگفتم چرا وقتی مایلند بنویسند ولی نمینویسند؟ حالا تازه فهمیدم که از ترس همین خودیهاست که نمینویسند طفلکی ها. ولی در دفاع از تمام آنهایی که با نامه های عفو از زندان بیرون آمدند از آقای قاسم شعله سعدی گرفته تا خودم .و حتی تا خانم فرح واضحان که عفو نوشته یا معصومه یا صدف و مژگان و خیلیهای دیگر میخواهم بگویم که چقدر خوب که نوشتند و آمدند بیرون. چقدر خوب که میتوانند در کنار خانواده و کودکانشان باشند. چقدر خوب که میتوانند در پی معالجه و درمان سرطان خود باشند. و چقدر عالی که از آن محیط نجات یافتند تا صدای بقیه ای باشند و چقدر خوب که گوشت قربانی افرادی از همیندست فحاشها و تفکر آلوده ء اینها نشدند. اینها که در قلب اروپا نشسته اند و دائم پای اینترنت به تمام پستها و صفحات سرک میکشند و مثل کلفتهای قدیم ( با احترام به کلفتهایی که زحمت میکشند و در منازل مردم کار میکنند تا لقمه نانی برای فرزندان خود ببرند) خبرچینی و خاله زنکی میکنند بروند شرم کنند که مایلند بنشینند پشت کامپیوتر و به تعداد شهدایشان و زندانیانشان فخر بفروشند و دیگران را آدم حساب نکنند و آنچه لایق و سزاوار خودشان است را به دیگران بگویند. واقعا شرم آورست. رهبران هر سازمانی وقتی میتوانند موفق باشند که افکار را بطور آگاه جذب خود نمایند. نه اینکه با توپ و تشر نگهدارند یا با فریب و دروغ و کلک جذبشان کنند. بصورت آرمانی و کاریزما هم دیگر آنزمان و عصر گذشته. همین الان در ایران هم دیگر بسیجی هایی که شعار جانم فدای رهبر میدهند مورد مضحکه قرار دارند. رهبر اگر رهبر است باید افرادش را و نیروهایش را زنده نگهدارد نه اینکه فدای خود کند. یعنی اینقدر خودپسندی و غرور و خودبینی!؟ که دیگران بی هیچ تعقلی و بی هیچ اجازه ای برای سوال و کنجکاوی و شک و تردیدی برود و فدا شود؟ این از جنس عشق مادر به فرزندست که دیگر مشابهش هیچ کجا معقول و منطقی نیست بخصوص در سیاست. در ضمن اگر کسی رهبرش را دوست دارد باید باعث ایجاد احترام و ارزش برای وی شود و نه باعث بی اعتباری. یادم هست از بچگی مادرم هروقت میخواست برای یکی از فامیلها کادو و چشم روشنی ببرد میگفت که باید هدیه اش بهترین هدیه و درخور لیاقت خود یا فامیل باشد. میگفت که آدم باید هم به شخصیت و حرمت خود نگاه کند و هم به شخصیت و ارزش طرف مقابلش که وی را نزد دیگران بالا ببرد. البته این در مورد کسانی بود که از آنها احترام و انسانیت دیده بود. در مورد سیاست هم همینطورست. اگر من که خودم را زیر چتر کسی بنام س.پ قرار داده ام بیایم و فحاشی کنم درواقع ارزش س.پ را کم کرده ام. حالا هزار نفر از س.پ انتقاد هم کنند من بایستی انتقادات را با احترام پاسخ دهم. اینرا فقط بعنوان مثال گفتم. و منظورم به رهبران است. وگرنه س.پ که طفلک اصلا فعالیت سیاسی و حزبی و سازمانی ندارد. یک دوست است در حد گاهی چت و درددلهای خصوصی. اما یک سایت که خودش را زیر چتر فلان سازمان برده است وقتی میاید و رکیک ترین الفاظ را چاپ میکند در اصل آبروی رییس و رهبر آن سازمان و حزب و گروه را برده است. نه آبروی کسی را که مورد حمله قرار داده است. همه شعور دارند میفهمند. ممکنست حتی سکوت کنند اما فراموش نمیکنند. مقایسه میکنند. راست را از دروغ تشخیص میدهند. سره را از ناسره تشخیص میدهند. وقتی با آرم مشخص و شهرت مشخصی به افرادی مظلوم حملات شدید میشود و آنها را مورد آماج ناسزاهای کثیف و زننده قرار میدهند این نوعی ترور و قتل و جنایت در ملاء عام است و با اعدامهای حکومت اسلامی ایران در میادین تهران و اصفهان و اهواز و مشهد فرقی نمیکند. جالب اینست که کسانی ازین موضوع حمایت هم کردند! مطالب آلوده و آغشته به لجن را روی فیس بوکشان هم گذاشتند و اصرار داشتند که نامه ای فوق العاده قوی و قشنگ است! عجب ! اینطور از حقوق برابر زن و مرد دفاع میکنید؟ شماهایی که میگویید زن با مرد مساویست. اینطور نانجیبانه به دو زن زجرکشیده یورش می برید و با القابی کاملاً ضد زن و زن ستیزانه با او برخورد میکنید!؟ اینست برابری زن و مرد در سازمان شما؟ اینست حق زنان در نوع تفکر شماها!؟ و بعد وقتی من داخل کشوری... من نوعی . نه این اشرف علیخانی ... میبینم که شماها برخلاف وعده هایتان رفتار میکنید... برخلاف تظاهر به ارزش زنان در سیاست و حکومت و دیگر بخشها... عمل میکنید و با الفاظ زشت هیچ مشکلی ندارید و با القاب کثیف دوست و همراه هستید آنزمان نه از فردیت افراد بلکه از تفکر سازمانیتان منزجر میشوم. میبینم که حتی وزارت اطلاعاتی سال ۸۸ در بند 209 هم این القاب را به من نگفته ولی شماها تهدید به جر دادن میکنید؟!!! و البته هم خواستند جرم دهند غافل از آنکه من نه کاغذم و نه پارچه و نه آنچه که جر دادنی باشد. اما آنچه که این وسط جر خورد اعتمادم بود. باورهایم به تعدادی از شماها بود. ایمانم به سیاستهای هوادارانتان بود. بله. درواقع آنچه که جر خورد من نبودم. شماها بدست خودتان خودتان و تفکرات و سازمان خودتان را جر دادید. با خود اندیشیدم که خب. حالا بیا غصه بخور و سرطان بگیر. یا ناراحت شو و غمها را به دل بریز و سکته کن بمیر... بعد دیدم که زندگی را دوست دارم. خیال ندارم مثل نادره سرطان بگیرم و خیال هم ندارم مثل خانم هنگامه شهیدی سکته کنم. مایلم زنده باشم و از زندگی هرچند در این ویرانسرای غم انگیز اما بهره ببرم و به فردای روشن که س.پ قول دیدار را داده زندگی را با قصه ها و شعرهایم رنگ بزنم و تابلویی که بر اتاق دلم و فکرم می آویزم تابلویی قشنگ باشد. هیچکس تابلوی کثیف و زشت را بر اتاق زیبای خانه اش نصب نمیکند. من نیز میخواهم خاطرات تلخ و چندش آور هرچه ریاکار و دغلباز که اهل جر و جر دادن هستند را فراموش کنم. اما دور نمی اندازم. میگذارم در انباری تا فردا که پشیمان شدند نشانشان دهم و با هم برویم آن خاطرات بد را در آتش بسوزانیم و محو گردانیم. امیدوارم آنروز برسد که هرکه ظلم کرده یا ظلم میکند بفهمد کار قشنگی نکرده و متاسف شود و به جبران رفتار زشتش مبادرت ورزد. بهرحال تفکراتی از جنس استبدادی و ضد زن و سلطه گرانه و رهبریتهایی از نوع ماورایی و آسمانی و الهی عمرشان تمام شده. مردم دنبال چنین افراد و حکومت و رهبریتی نیستند. از سوی دیگر هم ٬ دنیا عوض شده. قرار نیست انتقام و دعوا و جنگ و کشتار و خون و خونریزی قرنها ادامه داشته باشد. باید قتل و کشتار را تمام کرد. تنها یک حکومت از افراد آگاه و به روز و متعهد و مسئول و صادق با سیاستهایی مطلقاً انسانی و شفاف و نه ایدئولژیک و یا مذهبی میتوانند خوشبختی ملتها را فراهم کنند که اینچنین حکومتی هرگز با حضور قشری خاص امکانپذیر نیست. مشارکت اندیشه های مختلف را نیاز دارد. در تفاوتهاست که جامعه رشد میکند. در یکسانی نه فکر و نه هنر و احساس و قلم رشد نخواهد کرد. در ضدیتهاست که جذابیتهای جدید کشف و حتی خلق میشود. بهرحال من بشخصه بعنوان کسی که بهترین سالهای عمرم با نام الله و بسم الله قاسم الجبارین از تلویزیون شاهد صحنه های تلخ و ناگوار بودم هرگز تمایلی به قدرت یافتن یک قاسم الجبارین دیگر ندارم
خسته شدیم از اینهمه بازیهای سیاسی که از اوج احساسات پاک و معصوم مردم سوء استفاده شده! خانمی که در زندان در زمستان سرد و بی آب گرم و بدون شوفاژ و در زیر سقفهای کاذب با آب یخ وضو میگیرد و نیمه شب نماز میخواند. آنهم با آن پا دردها و کمردردهایش هرگز خوشحال نمیشود که همفکرانش به مخالفینشان اینطور توهین و گستاخی کنند. لااقل اگر به خودتان ارزش قائل نیستید... اگر به رهبرتان ارزش قائل نیستید به آن زنان درون بندهای سیاسی که بارها آوارگی را از بندهای ۲۰۹ به زندانهای کرج و از زندانهای کرج به زندان اوین و از اوین به قرچک ورامین و باز از قرچک به زندان اوین و ازین سالن به آن سالن... تحمل کردند احترام بگذارید! حرمت آنها را نگهدارید و در نهایت اینکه دلشان را نشکنید. خودشان هم که مطلع نشوند فرزندانشان از سیزده چهارده ساله گرفته تا سی ساله پشت کامپیوترند و دارند همه چی را میخوانند و میبینند و میشنوند
مثل جمهوری اسلامی فعلی نباشید! به شعور مردم احترام بگذارید
سکوت یا نجابت یا اخلاق خاص مردم را بحساب حماقتشان نگذارید
همین و خیلی چیزهای دیگر
با آرزوی پایان عصر چاقوکشی و قمه کشی
ستاره.تهران

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۷, جمعه

مکاتبات من با ابوالقاسم رضایی یکی از مسئولان مجاهدین در دیماه ۱۳۸۸
ایرج مصداقی

سازمان مجاهدین خلق در دیماه ۱۳۸۸ و در بحبوحه‌ی اعتراضات مردمی به صورت نمایشی تظاهراتی را در «اشرف» در ارتباط با «عاشورا» به راه انداخت و به گونه‌ای جلوه داد که گویا تظاهرات مزبور در ایران انجام گرفته و مردم شعارهای کوبنده‌ای را علیه رژیم و خامنه‌ای و ... داده‌اند!
همان موقع به خاطر احساس مسئولیتی که در ارتباط با جنبش مردم در داخل کشور داشتم مقاله‌ی زیر را نوشته و جهت نشان دادن حسن نیتم، برای مجاهدین ارسال و در آن تأکید کردم که چنانچه در عرض ۲۴ ساعت کلیپ‌های جعلی مربوطه را از روی یوتیوب برندارید اقدام به انتشار مقاله‌ام خواهم کرد.
ابوالقاسم رضایی عضو سازمان مجاهدین و دبیر شورای ملی مقاومت به شکلی سراسیمه پاسخ نامه‌ام را داد و من دوباره نامه‌ای خطاب به او نوشتم. سازمان مجاهدین و «ستاد اجتماعی مجاهدین» بلافاصله ویدئو کلیپ‌های مزبور را از روی یوتیوب برداشتند و التیماتوم من تا حدودی کارساز شد. اما کلیپ‌های مربوطه در سایت جرس که من اطلاعی به آن‌ها ندادم همچنان باقی ماند.
سایت همبستگی ملی وابسته به سازمان مجاهدین خلق در یک فرار به جلو بدون ذکر جزئیات و اشاره به نامه‌های من به منظور مخدوش کردن افکار عمومی و به ویژه انحراف اذهان هواداران این سازمان که در جریان ماوقع نیستند و مجاهدین از ناآگاهی آن‌ها سوء استفاده می‌کنند مبادرت به انتشار نامه‌‌ی آن زمان ابوالقاسم رضایی خطاب به من کرده است.


به منظور تنویر افکار عمومی، مقاله‌ مربوطه و نامه‌‌ی خودم به ابوالقاسم رضایی و پاسخ وی را در زیر می‌آورم. هرچند مجاهدین کوچکترین پرنسیبی را رعایت نکرده و توضیحی در مورد مقاله‌ی مربوطه و پاسخ من به نماینده‌‌شان نداده‌اند اما من مقابله به مثل نمی‌کنم. چرا که زشتی را نبایستی با زشتی پاسخ داد. آقایان محمدرضا روحانی، کریم قصیم و مهدی سامع در جریان مکاتبات هستند. من، هم مقاله‌ی مربوطه و هم نامه ابوالقاسم رضایی و هم پاسخ خودم به وی را همان موقع برایشان ارسال کردم.

مقاله‌ای که در ارتباط با تهیه و انتشار کلیپ تظاهرات نمایشی مجاهدین نوشتم در زیر آمده است:‌

«ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور چه می‌‌کند؟

با وجود آن که صدها فیلم و اسلاید از تظاهرات‌های قهرمانانه مردم تهران و دیگر شهرستان‌ها بر روی اینترنت وجود دارد «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» با یک شبیه سازی کودکانه و برای عقب نماندن از قافله با به کارگیری تعدادی بازیگر که بعضی‌ از آنها چهره‌هایشان را پوشانده‌اند تا فیلم حقیقی جلوه کند مبادرت به تهیه فیلم‌های کوتاهی کرده و روی اینترنت انتشار داده است!
در این فیلم‌های ساختگی که آرم این «ستاد» را بر خود دارند بازیگران ادای تظاهرات‌های داخل کشور را درآورده و به گونه‌ای جلوه می‌دهند که گویا در ایران در حال شعار دادن و نوحه خواندن هستند!

این فیلم‌ها بعداً برای سایت «جنبش راه سبز» جرس، ارسال شده است. ظاهراً به این سایت باورانده شده که فیلم‌ها، مربوط به تظاهرات عزاداران حسینی در مشهد است و بازیگران مزبور جوانان مشهدی!
با تحقیقاتی که کردم اسامی چند نفر از بازیگران در این فیلم‌ها برای من مشخص شده است. متأسفانه بایستی بگویم که این فیلم‌ها در گوشه‌ای از کمپ اشرف تهیه شده است.
ای کاش «ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور» به کارهای مهم‌تر از این می‌پرداخت یا حداقل به سیاست چند ماه اخیر خود بسنده می‌کرد که فیلم‌، عکس‌ و اخبار منتشر شده در سایت‌های خبری و یوتیوب و ... را با تاخیری گاه چند روزه با زدن آرم خود بر رویشان باز پخش می‌کرد. ای کاش فقط به زیرپا گذاشتن کپی رایت بسنده می‌کرد و به چنین شیوه‌های نازلی دست نمی‌یازید. 

در حالی که مردم تهران و دیگر شهرستان‌ها زمین را زیر پای خامنه‌ای و مزدورانش به لرزه درآورده‌‌اند،
در حالی که زنان قهرمان تهران با دلاوری و از خود گذشتگی خواب را به چشمان خامنه‌ای حرام کره‌اند،
در حالی که تهران در آتش خون و جنون می‌سوزد و ده‌ها هزار تن از مردم، خیابان‌های تهران را به صحنه‌های واقعی نبرد با مزدوران رژیم تبدیل کرده‌اند، دست زدن به چنین اعمالی چه سودی برای جنبش مردم در داخل کشور دارد؟
آیا این است معنای رهبری جنبش مردم که در خارج از کشور فیلم و تئاتر سینمایی درست کرده و به خلایق بی خبر از همه جا به عنوان تظاهرات مردمی در داخل کشور قالب کنیم؟
آیا مشکل مردم ایران با ساختن چند فیلم تقلبی که صدتا واقعی‌ترش روز شب در ایران و در زیر رگبار گلوله و در مقابل حمله گله‌های وحشی پاسداران و بسیجی‌های مسلح به چماق و زنجیر و قمه اتفاق می‌افتد حل می‌شود؟
آیا کمبود جنبش ایران، خلق تصنعی چنین صحنه‌هایی است؟
آیا مجاهدین نمی‌توانستند مانند سال‌های گذشته با اسم و رسم و آرم خودشان چنین شعارهایی را در اشرف سر دهند؟ آیا حتماً بایستی ادای در ایران بودن را در می‌آوردند؟
در حالی که جانیان رژیم از تمامی امکاناتشان برای زیرسؤال بردن مبارزات مردم و جنایاتی که از سوی مزدورانشان در زندان‌ها و خیابان‌ها اتفاق افتاده استفاده می‌کنند، آیا دست زدن به چنین شیوه‌های ناپسند و نخ‌نمایی آب ریختن به آسیاب دشمن نیست؟
این اعمال تحت مسئولیت چه کسانی انجام می‌گیرد؟
مگر ندیدید که دشمن با سناریوی ساختگی سعیده پورآقایی چگونه تلاش کرد تمامی جنایاتش در ارتباط با شکنجه و تجاوز در زندان‌ها را زیر سؤال ببرد؟  

این نوع صحنه‌های ساختگی چیزی نیست جز نمک پاشیدن به زخم‌ مردم داغدار و عزادار.

پاره‌ای از فیلم‌های مورد نظر را که با آرم «ستاد اجتماعی داخل کشور مجاهدین» انتشار یافته در زیر مشاهده می‌کنید:
[مجاهدین در حال حاضر لینک‌های مزبور را برداشته‌اند تا به زعم خود رد پایشان را گم کنند.]

همین فیلم‌ها در سایت جرس و در یوتیوب با آرم سایت « جنبش راه سبز» انتشار یافته است: 


بسیاری از سایت‌های گروه‌های سیاسی با خوشحالی و شعف فیلم این سینه زنی را انتشار دادند. جای تأسف است که به این راحتی فریب می‌خوریم.

در این برای جلوگیری از سوءاستفاده‌های بعدی و به منظور منسوخ کردن استفاده از چنین شیوه‌های زشتی
کمترین وظیفه مجاهدین انتقاد از خود و تنبیه و بازخواست عاملان و مجریان این صحنه‌پردازی‌های زشت و ناپسند است.

ایرج مصداقی

۸ دیماه ۱۳۸۸



شعری از شاعر آزاده ژیلا کرم زاده مکوندی در زندان اوین



زندانی ام

یادداشت­ های تلنبار شده دلم
می­ چکند
روی سپیدی دامن ­ام
روی بام کبوتری نیست
قار قار کلاغ است
تا پس
تپه های سرد و خشک اوین
ساعت پنج صبح است
همه به زیر پتو خزیده اند
تا گرم شوند
با رویاهای شان
و مچاله
از دردهای آغازین روز
دست ­های کبود
صورت­ های ورم کرده
و دل پیچه ­های مداوم
دموکراسی پشت شوفاژ
سرک می کشد
ما در َبند
چقدر سردمان است
و چه از هم دوریم
ُمسکن
کیسه آب گرم
و آلپرازولام، آب­ نبات
چقدر دل تنگ­ ام
برای روزهای آن لاینی
که با تو
بی کلام گذشت
برای شعرهای ات
و برای گل کو گفتن ات
راستی
چرا کسی به ملاقات من نمی آید؟
می بینم اش
هر یک شنبه
لنگ لنگان
خود را به کابین می رساند
تا زندانی بی ملاقاتی نباشم
نه تقریبا فراموش شده ام
زندانی ام.

ژیلا کرم زاده مکوندی (گل کو)
دی ماه 1391

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۶, پنجشنبه

خون هزاران" ندا"را بپای خوکان نريزيم !

<iframe width="420" height="315" src="http://www.youtube.com/embed/79D6SfTmSF8" frameborder="0" allowfullscreen></iframe>

ترور قرنی توسط گروهک فرقان!

 سال ۱۳۵۷ ایران زمین آبستن حوادث تازه بود و ما همچون قحطی کشیده و تشنه ای که منتظر باران است تغئیر اوضاع و دگرگونی مناسبات آلوده وابسته ساز را انتظار می‌کشیدیم و میلیونها مردم ستمدیده به کوچه و خیابان ریخته، خواهان دگرگونی بودند.
قرار بود از درون شب تار گل صبح بشکفد اما هنوز ۲۲ بهمن آن سال پرابتلا از راه نرسیده بود که این شایعه بر سر زبانها افتاد:
«سرلشگر قرنی» که در کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ شرکت داشته جزو شورای انقلاب است.
سرلشگر قرنی که در گذشته آجودان اعلیحضرت بوده، نشان لیاقت و افتخار و نشان همایون و رستاخیز گرفته و بارها و بارها تقدیر شده و حتی بعد از فکر کودتا و زندان رفتن هم نامحرم نبوده... به شورای انقلاب پیوسته است.
راه یافتن وی به آن جایگاه حساس واقعیت داشت و این خودش نشان می‌داد که اوضاع به کجا می‌رود و آب تنها از سرچشمه گل آلود هایزر و گاست نیست که آب می‌خورد.
پس از رنج و شکنج هزاران ایرانی که به استبداد و وابستگی نه گفته و فریاد می‌زدند زیر بار ستم نمی‌کنیم زندگی، حالا کسی به شورای انقلاب راه می‌یافت که در کودتای ۲۸ مرداد مستقیماً شرکت داشت.
همین جا اضافه کنم این گفته سرلشگر قرنی که انتخاب من به فرماندهی تیپ گیلان در فروردین ماه سال ۳۲، توسط دکتر مصدق که علاوه بر رئیس دولت وزیر دفاع نیز بود انجام شده، ردگم کردن است. بله وی در زمان دکتر مصدق به مأموریت گیلان رفته بود اما از همانجا هم به یاری کودتاگران شتافت.
...سرلشگر ولی الله قرنی که به خاطر همراهی با کودتای سازمان سیا علیه دکتر مصدق کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲،، درجه گرفت و مسئول اول رکن ۲ ارتش شد، اگرچه بعدها با همراهی امثال اسفندیار بزرگمهر و دکتر حسن ارسنجانی و دکتر علی امینی...به فکر کودتا افتاد و با از مابهتران هم شور و مشورت کرده بود، اما بفرموده! عملکردش را رژیم شاه آنچنان بزرگ جلوه نداد و با واکنشی جز اخراج موقت از ارتش و ۳ سال زندان (که سپس با اعاده حیثیت و عفو کاهش یافت) روبرو نشد. بار دیگر نیز (بعد از ۱۵ خرداد سال ۴۲) که با آیت الله میلانی و برخی محافل مذهبی حرف کودتا را پیش کشیده بود باز جز ۳ سال زندان عقوبت نگرفت
جدا از اینکه شاه صلاح نمی‌دید با اعدام او که به عنوان یکی از مهمترین مقامات ارتش به فکر کودتا افتاده بود، این نظر را جا بیاندازد که دولت آمریکا از سلطنت پهلوی ناامید شده و مهره های خودش را کوک کرده است (جدا از این مسئله)، اعدام نشدن وی با وجود جرایم سنگینی که به وی نسبت داده شد و علی رغم اظهارات اولیه دادستان ارتش سپهبد آزموده که اقدام او را خطرناک‌تر از توطئهٔ سازمان نظامی حزب توده توصیف کرد، به این خاطر بود که وی با دستگاه قرابت داشت و بالاخره محرم و خودی محسوب می‌شد.
در روزنامه آیندگان ۲۰ فروردین سال ۵۸ هم اشاره شده که شاه از طریق وی پیغام داد خودش یا ولیعهد فقط سلطنت کنند نه حکومت و قسمتی از سرمایه‏های خود را به ملت برگردانند.
البته یکی از اعضای برجسته سفارت آمریکا به ‌نام راجر گویران که از مجرای رسمی با ستاد ارتش ایران و نیز با اسفندیار بزرگمهر ارتباط داشت و به نظرش اهمیت زیاد داده می‌شد و پیشتر رئیس ایستگاه سیا در ایران بود، هم به سفیر آمریکا سفارش می‌کند نگذارید شاه از قرنی انتقام بگیرد...
با کمال احترام: همنشین بهار.

*********************************************************************************

● ترور قرنی توسط گروهک فرقان
سرلشکر ولی‌الله قره‌نی (معروف به قرنی) رئیس سابق ستاد ارتش در چنین روزی از سال ۱۳۵۸ هجری شمسی ترور شد.
روزنامه کیهان بعدازظهر‌‌‌ همان روز در گزارشی نوشت: «آخر وقت امروز اعلام شد که سرلشکر قره‌نی در پی یک ترور مسلحانه در بیمارستان مهر تهران جان سپرد. قره‌نی در سال‌های ۳۴ تا ۳۶ در سمت‌های ریاست رکن ۲ ستاد ارتش و معاونت ستاد ارتش انجام وظیفه کرده بود و ۲۲ سال پیش به‌علت فعالیت‌های ضدرژیم مورد تعقیب قرار گرفت و به ۳ سال زندان محکوم شد. پس از پیروزی انقلاب سرلشکر قره‌نی به ریاست ستاد کل ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد و چندی پیش، پس از حوادث کردستان از کار برکنار شد. رئیس سابق ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران، صبح امروز در خیابان پهلوی سابق ترور شد. طبق اطلاع رسیده حادثه حدود ساعت ۱۱:۳۰ صبح در حوالی سینما امپایر رخ داد و به گفته شاهدان یک موتورسوار مسلح به سوی سرلشکر قره‌نی تیراندازی کرده و دو گلوله از ناحیه پا و شکم به او اصابت کرده است. در این حادثه مهاجم از مسلسل یوزی استفاده کرده است. قره‌نی را پس از حادثه تیراندازی به بیمارستان منتقل کردند و بلافاصله به اتاق عمل بردند اما تلاش برای نجات وی مؤثر واقع نشد و نام‌برده درگذشت. ظهر امروز در یک تماس تلفنی با سرلشکر ناصر فربد، رئیس ستاد کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، وی گفت: به‌طوری‌که به ما اطلاع داده‌اند، یک موتورسوار مسلح به مسلسل یوزی به طرف سرلشکر قره‌نی تیراندازی کرده است. از طرف ارتش، رئیس بهداری ارتش و یک تیم پزشکی به بیمارستان مهر اعزام شدند تا چگونگی حادثه را مورد بررسی قرار داده و اقدامات لازم را برای معالجه به‌عمل آورند. مسئولان بیمارستان مهر نیز اعلام کردند که در این حادثه دو نفر که مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌اند به بیمارستان منتقل شده‌اند. اما هویت شخص دیگر هنوز مشخص نشده است.
• به‌دنبال سوءقصد به سرلشکر قره‌نی گمانه‌زنی‌ها درباره عاملان این ترور آغاز شد و در این میان روایت‌های شاهدان عینی از جمله مهم‌ترین و قابل‌توجه‌ترین سرنخ‌ها در این ماجرا بود. روزنامه کیهان نوشت: «تاکنون هویت تروریست‌ها که لباس یکی از آن‌ها کت و شلوار شکلاتی‌رنگ بوده شناسایی نشده است. شهود عینی که متوجه فرار تروریست‌ها شده بودند، گفتند: ما آنان را که دو نفر بودند درحالی‌که اسلحه به دستشان بود، دیدیم که با شتاب سوار یک موتورسیکلت ۴ سیلندر شدند و گریختند. مدیر قنادی مهریزدی نجم‌آبادی، جنب بیمارستان مهر گفت: وانتی با شتاب جلوی قنادی متوقف کرد و جویای در بیمارستان شد. من بیمارستان را نشان دادم. راننده گفت: تیرخورده داریم. من بلافاصله به کمک ایشان شتافتم. قره‌نی را که لای پتو پیچیده شده بود بغل کردم. شخص همراه ایشان را هم که گویا پرده‌کوب بوده و در منزل قره‌نی مشغول به‌کار بوده توسط چند نفر به بیمارستان انتقال دادیم. خانم ایشان که همراه‌شان بود به‌محض انتقال قره‌نی گفت: کمک کنید قره‌نی را ترور کردند. این شاهد اضافه کرد که دو گلوله به سینه و پای قره‌نی اصابت کرده بود و پرده‌کوب نیز از ناحیه قلب تیر خورده بود. هر دو مجروح به بخش جراحی انتقال یافتند اما سرلشکر قره‌نی چند لحظه بعد از انتقال به بخش جراحی درگذشت.»
• یک روز پس از ترور قره‌نی، روزنامه کیهان بار دیگر به سراغ برخی از همسایه‌های رئیس سابق ستاد ارتش رفت و روایت آن‌ها را از ماجرای سوم اردیبهشت جویا شد. در این گزارش که با تیتر «ما شاهد ترور قره‌نی بودیم» منتشر شده بود، قاتلان قره‌نی دو جوان مسلح معرفی شده بودند که زمانی که قره‌نی در حیاط خانه‌اش در یکی از فرعی‌های منشعب از خیابان پهلوی (ولیعصر) در حال قدم زدن بود او را به گلوله بستند. به گفته شاهدان، مهاجمان از یک هفته پیش خانه قره‌نی را تحت نظر داشتند. این روزنامه هم‌چنین از کشف یک خشاب پر از فشنگ در محل ترور قره‌نی خبر داد.
کیهان هم‌چنین سخنان همسر قره‌نی را به چاپ رسانده بود: «همسر سرلشکر قره‌نی از ترور و قتل وی بهت‌زده شده ‌است. او بعد از ترور شوهرش دچار شوک شده و قادر به حرف زدن پیرامون این حادثه نیست. او امروز به خبرنگار کیهان گفت: می‌خواهید چه بگویم، شوهرم شهید شد. با شهادتش من همه چیزم را از دست دادم... و دیگر نتوانست به حرف‌هایش ادامه بدهد... گزارش‌های رسیده از منابع موثق حاکی است که عملیات لازم برای شناسایی عناصر مسئول در ترور سرلشکر قره‌نی آغاز شده است. یک منبع مطلع گفت: به‌احتمال قوی، یک گروه تندرو ارتجاعی در ترور سرلشکر قره‌نی دست داشته است که اطلاعاتی برای تعقیب افراد وابسته به آن به‌دست آمده است.»
این نمونه‌ای از اخباری است که طی روزهای پس از ترور قره‌نی در مطبوعات آن زمان به چاپ می‌رسید. در پی این واقعه، حداقل دو گروه مسئولیت ترور را بر عهده گرفتند. اولین گروه، گروهی ناشناخته به‌نام «سلحشوران خلق» بودند. روزنامه کیهان در این باره نوشت: «شخصی طی یک تماس تلفنی با تحریریه کیهان ادعا کرد که گروه سلحشوران خلق مسئول این ترور است. وی که خود را وابسته به این گروه معرفی می‌کرد، به پرسش‌های مکرر کیهان پاسخی نداد.»
دومین گروهی که طی اعلامیه‌ای مسئولیت ترور سرلشکر قره‌نی را بر عهده گرفت، «گروه فرقان» بود. گروه فرقان در این اعلامیه ضمن متهم کردن قره‌نی، این ترور را «اعدام انقلابی» قلمداد کردند. روزنامه کیهان‌‌‌ همان روز‌ها در معرفی گروه فرقان چنین نوشت: «در روزهایی که امام خمینی می‌خواست به تهران بیاید و فرودگاه‌های کشور را بسته بودند، گروه فرقان اعلامیه‌ای داد، نام فرقان با حروف سرخ در بالای اعلامیه چاپ شده بود. اعلامیه با آیاتی از قرآن شروع می‌شد و در ابتدای آن، با استناد به سخنان و آثار دکتر علی شریعتی، کلاً همه جناح‌های مرتجع و مبارز و مترقی روحانیت را محکوم کرده بود. گروه‌های چپ نیز مورد حمله این اعلامیه واقع شده بود. گروه فرقان در آخرین اعلامیه خود، مردم را برای کسب اطلاعات بیش‌تر درمورد علت این ترور، به خواندن شماره آینده نشریه خود دعوت کرده است. از این گروه کتابی زیر عنوان «توحید» چاپ شده است که در آن از تز «اسلام بدون روحانیت» دفاع شده است. این گروه با اعتقاد به این‌که «گروه پیشتاز انقلاب» از مسیر اصلی منحرف شده است، پرداختن به کار «سیاسی - نظامی» را توصیه می‌کند. بنا به اطلاعات کسب‌شده رهبری گروه فرقان با طلبه‌ای است به‌نام گودرزی، وی در مدرسه شیخ عبدالحسین بازار تهران زندگی می‌کرد که به‌علت کج‌رفتاری و درس نخواندن اخراج شد. گفته می‌شود این گروه که بسیار کوچک است، بیش‌تر از ایدئولوژی پای‌بند تاکتیک است و درنتیجه از پاسخ‌گویی به مسائل اساسی اجتماعی از دیدگاه اسلام عاجز است. این گروه در اعلامیه‌ای که فروردین‌ماه جاری انتشار داده نسبت به‌ موضع امام خمینی جهت‌گیری منفی نشان داد. از اعضای برجسته این گروه شخصی به‌نام آشوری است که کتاب «توحید» را نوشته است. در نشریات این گروه از نهضت اسلامی ایران، انتقادهای شدیدی شده و برخلاف نظر تمام گروه‌ها، سازمان‌ها و افکار عمومی، جنبش را ملهم از خارج می‌داند.»
• روز ششم اردیبهشت‌ماه بود که روزنامه‌ها از شناسایی عاملان ترور خبر دادند. کیهان نوشت: «متهمان که یک گروه ۶-۵ نفری هستند و بین آن‌ها یک نظامی هم وجود دارد شناسایی شده‌اند. چگونگی ماجرای ترور قره‌نی به‌وسیله یک دانش‌آموز در یکی از مدارس تهران افشا شد. این دانش‌آموز روز چهارشنبه هفته قبل از ترور، ماجرای ترور سرلشکر قره‌نی و دو شخصیت برجسته دیگر را که قرار بود ترور شوند برای دوستان خود تعریف کرد ولی دوستان او ماجرا را به شوخی گرفتند تا این‌که روز دوشنبه گذشته سرلشکر قره‌نی ترور شد. پس از این حادثه جریان به پاسداران منطقه ۹ تهران اطلاع داده شد و پاسداران پس از بررسی‌های لازم این دانش‌آموز را دستگیر و به تحقیق از او پرداختند. این دانش‌آموز چگونگی تشکیل جلسه چند تن را که بین آنان یک افسر ارتش نیز می‌باشد و طی آن تصمیم به ترور سرلشکر قره‌نی و دو تن از شخصیت‌های مذهبی و مملکتی گرفته بودند، فاش کرد.»



• محمدولی قرنی در سال ۱۲۹۲ش در تهران به‌دنیا آمد و پدرش را که یکی از مدیران مخابرات تهران بوده است در ۱۰ سالگی از دست داد، از آن پس در کنار مادرش زندگی دشواری را آغاز کرد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان گلبار اصفهان به اتمام رساند و پس از یک ‌سال، تحصیلات متوسطه‌ی خود را در دبیرستان دارالفنون تهران آغاز کرد و در دبیرستان نظام (دبیرستان ارتش) به پایان رساند.
در سال ۱۳۰۹ش وارد دانشکده‌ی افسری ارتش (مدرسه‌ی صاحب‌منصبی) دوره‌ی دهم و در سال ۱۳۱۱ش با درجه‌ی ستوان دومی در رشته‌ی توپخانه فارغ‌التحصیل شد. شهید قرنی در مسیر زندگی نظامی خود، تحصیل در دانشگاه جنگ را با موفقیت و رتبه‌ی ممتاز به پایان رساند و دوره‌ی اطلاعات همین دانشگاه را نیز طی کرد.
آخرین مسئولیت شهید قرنی قبل از انقلاب نیز ریاست رکن دوم و معاونت ستاد ارتش بوده است. وی به‌دلیل نامردمی و فسادی که در نظام شاهنشاهی مشاهده می‌کرد، در سال ۱۳۳۶ش طرح کودتا و براندازی حکومت را برنامه‌ریزی کرد که در همین ارتباط، نوزدهم اسفندماه همان سال دستگیر و محاکمه و به سه سال زندان محکوم شد؛ البته بنا بر گفته‌های دوستان شهید قرنی؛ این طرح کودتا خلق‌الساعه نبوده است، بلکه پس از کودتای ۱۳۳۲ش و عملکرد ضد انسانی شاه و اطرافیانش، موجبات نارضایتی شهید قرنی و اطرافیانش فراهم آمده بود.
به‌دلیل بی‌توجهی‌ها و وجود تباهی و فساد در دستگاه شاه، انگیزه‌ی دشمنی و اختلاف‌ نظر (خصوصاً در زمینه‌ی پاک‌سازی ارتش) شهید قرنی با شاه، زمینه‌ی مخالفت وی با حکومت ایجاد گردید. اقدامات سرلشکر محمدولی قرنی علیه رژیم شاه در اواسط دهه‌ی ۱۳۳۰ش، یکی از پیامدهای کودتای ۲۸ مرداد به‌شمار می‌آید.
نظریات سیاسی قرنی به‌رغم موقعیت ممتاز او در نیمه‌ی دهه‌ی ۱۳۳۰ش با نقطه‌نظرهای شاه و بسیاری از مقامات بلندپایه‌ی کشور تفاوت قابل ملاحظه‌ای داشت، هرچند از کودتای سلطنت‌طلبان پشتیبانی کرده بود؛ اما فساد پس از کودتا و ناتوانی دولت در انجام اصلاحات او را نگران ساخته و تحت تأثیر ارسنجانی (یکی از نزدیک‌ترین دوستانش) مسائل و مشکلات موجود را ناشی از ادامه‌ی نفوذ طبقه‌ی بالای سنتی کشور چون زاهدی، اقبال، تیمور بختیار و علوی‌مقدم می‌دانست.
ماجرای مخالفت و مبارزه‌ی قرنی که نتیجه‌ای جز زندان‌رفتن‌های متمادی و در‌‌نهایت شهادت وی نداشت؛ رژیم شاه را در پایان دهه‌ی ۱۳۳۰ش و اوائل دهه‌ی ۱۳۴۰ش به‌طور جدی مورد تهدید قرار داده بود؛ هرچند این تهدید به اهمیت کودتای تابستان ۱۳۳۷ش (جولای ۱۹۵۸م) عراق نبود؛ اما اقدام قرنی نخستین و شاید تهدیدآمیز‌ترین از این نوع اقدامات بوده است.
نتیجه‌ی اقدام قرنی چندجانبه است؛ هرچند در تشویق شاه در انجام اصلاحات وسیعی مؤثر بوده ولی موقعیت امنیتی ارسنجانی و گروه‌های اصلاح‌طلب را تضعیف کرد (فعالیت سیاسی قرنی علیه رژیم پهلوی از اواخر سال ۱۳۳۵ش در دوران دولت حسین علاء آغاز شد و اسفندیار بزرگمهر در کودتای وی علیه شاه در سال ۱۳۳۶ش نزدیک‌ترین هم‌دستش به‌شمار می‌رفت).
قرنی براساس رأی دادگاه در سال ۱۳۳۷ش از خدمت ارتش شاهنشاهی اخراج شد و درنهایت، وضعیت خدمتی را تا سال ۱۳۵۷ش ادامه داد؛ در این ایام او مجدداً به اتهام ارتکاب جنایت بر ضد امنیت داخلی مملکت به‌منظور تحریک مردم به جنگ به زندان محکوم شد اما پس از آزادی از این محکومیت، ارتباط شهید قرنی با آیت‌الله سیدهادی میلانی آغاز شد و وی از آن زمان به‌بعد تحت کنترل شدید ساواک قرار گرفت.
شهید محمدولی قرنی از تاریخ بیست و سوم بهمن‌ماه ۱۳۵۷ش مسئولیت ریاست ستاد کل ارتش اسلامی را بر عهده داشت و عضو شورای انقلاب اسلامی بود، اما مأموریت وی به‌عنوان ریاست ستاد کل ارتش تنها ۴۳ روز طول کشید.
دولت موقت با تصمیمات شهید قرنی هم‌سو نبود و وی استعفای خود را به امام (ره) تقدیم کرد و از سوی دیگر نیز دشمنان اسلام با مطالب کذب و تحریک‌کننده در جراید، به تخریب شخصیت شهید قرنی می‌پرداختند تا این‌که سرانجام در تاریخ سوم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۵۸ هجری شمسی توسط گروه فرقان به شهادت رسید.
شهید سپهبد قرنی ضمن این‌که از بدو تشکیل شورای انقلاب عضو آن شورا بوده؛ با پیروزی انقلاب و تشکیل دولت موقت از روز بیست و سوم بهمن‌ماه مسئولیت حساس ریاست ستاد کل ارتش ملی را عهده‌دار شد، که در این ۴۳ روز هر لحظه‌ی آن حادثه‌ی نگران‌کننده‌ای به‌همراه داشت.
در همین دوران (سال ۱۳۵۷ش) منافقین، مجاهدین خلق و فدائیان خلق در موضع جبهه‌ی دموکراتیک و به‌اصطلاح ملی در راستای مواضع مشترک درخصوص ارتش اظهارنظر می‌کردند که با محور بنیاد‌ها و نهادهای ضدانقلابی ارتش و احتراز از بازسازی آن، محلی برای سپاهگیری حرفه‌ای در فرهنگ انقلاب ایران باقی نمی‌ماند.
پس از ارائه‌ی اظهارنظرات گوناگون دیگر پیرامون ارتش در همین دوران؛ سرلشکر قرنی رییس ستاد کل ارتش ملی ایران در مصاحبه‌ای اظهار داشت که: «اگر ارتش ملی را به هر وسیله تضعیف کنند، استقلال ملی و تمامیت ارضی کشور به خطر می‌افتد. در ارتش شکلی به‌وجود می‌آورم که دشمنان کشور نتوانند کوچک‌ترین لطمه‌ای به ایران وارد کنند. ارتش بر مبنای ایدئولوژی اسلامی و عدل، باید به‌تدریج و با مرور زمان صورت بگیرد. ارتش ایران سابقه‌ی ۲۵ ساله دارد که شاهد تخلفات افراد گوناگون بوده است و به‌همین منظور پاک‌سازی‌هایی صورت گرفته است و این روند برای اصلاح و سالم ماندن ارتش همچنان ادامه خواهد داشت.»
همسر شهید سپهبد محمدولی قرنی (که اکنون در قید حیات نیست) در مصاحبه‌های پس از شهادت سرلشکر قرنی، گفته بود که آن شهید در زمان شاه و نظام طاغوت تا درجه‌ی سرلشگری ارتقاء یافت، اما زمانی که متوجه اسلام‌زدایی و ستم‌کاری شاه و جنایات و خیانات آمریکا در ایران شد، به تمام مزایای مادی و منزلت این مقام پشت پا زد.
شهید قرنی اولین رییس ستاد کل ارتش جمهوری اسلامی ایران و هم‌چنین اولین قربانی ضدانقلاب بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است. غائله‌ی کردستان در زمان او آغاز شد و او در این قضیه با تصمیم‌گیری قاطع و به‌موقع توانست جلوی پیش‌روی ضدانقلاب را بگیرد، اما به‌خاطر این‌که دولت‌مردان دولت موقت نتوانستند قاطعیتش را تحمل کنند، او را وادار به استعفا و برکناری کردند و در‌‌نهایت،‌‌ همان قاطعیت در جایگاه ستاد ارتش، خشم ضدانقلاب را برانگیخت تا سرانجام، سوم اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۸ هجری شمسی در منزل خود توسط گروهک ضاله‌ی فرقان به شهادت رسید.


جاسوسی که در قالب توریست مراقب ریگان است کسی نیست مگر....؟
http://206.47.170.43/channels/images/reagan-putin-600.jpg

 
در این عکس که مربوط است به سال 1988 ریگان در جریان بازدید خود از مسکو در حال دست دادن با یک پسر جوان در میدان سرخ مسکوست.این عکس توسط پیت سوزا   برداشته شده که امروز هم عکاس ارشد کاخ سفید است. چند روز پیش آقای "سوزا" با انتشار دوباره این تصویر غافلگیری خبری ای را دامن زد. در عکس در پشت سر پسر، مردی را با ظاهر یک توریست مشاهده می کنید که دوربینی به گردن انداخته است. اما این فرد به ظاهر توریست که جاسوس کا گ ب است و بدون شک امروز مقام مشهورترین جاسوس تاریخ را به خود اختصاص داده است کسی نیست مگر ولادیمیر پوتین!
 
این کوه باستانی پردیس است که در حومه شهرستان جم از توابع عسلویه استان بوشهر و در نیمه های راه بندر کنگان به فیروز آباد شیراز قرار دارد. قله این کوه نزدیک ترین نقطه زمین به خورشید است، چون بالاترین ارتفاع در نزدیکی خط استواست.
مغناطیس فوق العاده قوی کوه در جهان زبانزد است و اگر در فاصله 50 تا 100 متری کوه یعنی تقریبا انتهایی ترین نقطه مشخص آسفالت با ماشین توقف کنید و ترمز دستی را بخوابانید، ماشین به جای سر پائینی

به نرمی به سمت کوه کشیده می شود که

البته همین مغناطیس برای رانندگان نا آشنا بسیار دردسر ساز بوده و تاکنون تعداد زیادی از خودروها بی اختیار با کوه تصادف کرداند.

 
 
از جمله خواص خارق العاده ی این کوه کمک به درمان مبتلایان به ایدز است.

به خاطر نزدیکی این کوه به خورشید امکان رشد و نمو ویروس های بیماری زا از جمله ویروس HIV صفر است.
پزشکان متخصص بریتانیایی در موسسه ی

Imperial Medical College

در شهر لندن اخیرا در مقاله ای در روزنامه ی تایمز ضمن بر شمردن این خاصیت از سازمان ملل درخواست کرده اند تا

نام این کوه را به ANTI-HIV Mountain تغییر دهند.
دکتر Tim Hopkins رییس موسسه ی فوق و دارنده ی مدرک فوق تخصص در رشته ی ایمونولوژی و ویروس شناسی درخواست ایجاد شهرک‌های درمانی برای مبتلایان به ایدز در این منطقه داشته است.

وی معتقد است با اسکان مبتلایان به ایدز در این منطقه پس از حداکثر مدت 18 ماه هیچ نشانه ای از بیماری در این مبتلایان دیده نشود.
 
از دیگر خواص درمانی این کوه که زبانزد همه ی متخصصین mountain trapi (کوه درمانی) است، خواص مغناطیسی بوده که باعث تخریب سلول های سرطانی شده و به همین دلیل متخصصین بسیاری بیماران سرطانی را به کوه نوردی در این کوه توصیه می‌کنند.


پوشش گیاهی منطقه نوعی خار بیابانی گرمسیری منحصر به فرد است که خواص دارویی فراوان دارد و عسل حاصله از منطقه تماما پیش‌ خرید چند کارخانه ی داروسازی بزرگ جهان است.

یکی از ترکیبات اصلی مسکن Advil که یکی از بهترین قرص های شناخته شده برای ناراحتی های اعصاب و دردهای میگرنی است از همین عسل تهیه می شود.

این منطقه خرمای ویژه ای نیز تولید می کند که به نام خرمای خصه معروف است و کاملا در شیره ی خود غرق می شود

یعنی یک کاسه ی آن ظرف سه ساعت پر از شیره می شود.

اندازه ی این خرما اندازه ی آلبالو بوده و به جهت همان خواص دارویی منطقه تماما برای ساخت قندهای رژیمی برای بیماران دیابتی صادر می شود.


نکته ی جالب دیگر رویش درخت زیتون در دامنه ی شمالی کوه حد فاصل شهرستان جم تا روستاهای چاهه و دره پلنگی می باشد که در آب و هوای آن منطقه بسیار بعید می نمود.

فعلا سندی برای قدمت چاهه و دره پلنگی وجود ندارد

ولی علائم مشهودی از غار نشینی مشاهده و فسیل های مختلفی در این منطقه به وفور پیدا شده است.

در لایه های زیرین این کوه معدن عظیمی از آب خنک و فوق العاده سالم وجود دارد، آن هم در اطراف عسلویه!

مردم چاهه و جم، کوه پردیس را فوق العاده مقدس و محترم می شمارند و

به استناد علائم موجود در آتشکده احتمالا یکی از اولین مکان هایی بوده که نفت در آن سوزانده شده است.

با افتتاح جاده ی فیروز آباد به عسلویه توسط پتروشیمی، رفتن به این منطقه خیلی راحت تر شده است.

پتروشیمی با تاسیس سه شهرک بزرگ در این منطقه اقدام به تاسیس فرودگاه جم نموده و چهارشنبه ی هر هفته یک پرواز به مقصد جم انجام می شود که امکان بسیار خوبی برای سفر به این منطقه اعجاب انگیز است

 

طرح انجام كودتا و دخالت نظامي در ايران از ابتداي روي كار آمدن دولت مصدق و نهضت ملي شدن نفت در نزد برخي از جناحهاي حاكم بر انگلستان وجود داشت




6024-11ع
تظاهرات سنديكاهاي مختلف كارگري در ايام قبل از كودتا

6056-11ع
تظاهرات حزب توده در ميدان توپخانه ـ مرداد 1332

6061-11ع
تظاهرات گروهها و سازمانهاي مختلف در حمايت از مصدق


3841-4ع
نصب عكس محمدرضا پهلوي به جاي مجسمه سرنگون شده رضاشاه پهلوي، به وسيله طرفداران كودتا در ميدان توپخانه تهران

6071-11ع
تهران در كودتاي 28 مرداد

6037-11ع
چماقداران در روز كودتاي 28 مرداد در تهران


6077-11ع
تهران در كودتاي 28 مرداد

527-252م
حمله طرفداران کودتا به محل سکونت نخست‌وزير، دکتر محمد مصدق

923-121پ
استقبال فضل‌الله زاهدي (نخست‌وزير) و فرماندهان نظامي از محمدرضا پهلوي، هنگام بازگشت وي به ايران پس از كودتا 1. نعمت‌الله نصيري 2. محمدرضا پهلوي 3. فضل‌الله زاهدي 4. هدايت‌الله گيلانشاه


16-115ز
شعبان جعفري از عوامل اصلي كودتا
1. يحيي يوسفي 2. شعبان جعفري

6091-11ع
فضل‌الله زاهدي نخست‌وزير كودتا در دفتر كار خود
1. فضل‌الله زاهدي 2. پرويز يارافشار

2831-4ع
1. محسن مبصر 2. تيمور بختيار، از اعضاي بدوي دادگاه
مصدق و فرماندار نظامي تهران


1707-4ع
فرهاد دادستان فرماندار نظامي تهران

604-11ع
ديدار چند تن از افسران شركت‌كننده در كودتاي 28 مرداد با محمدرضا پهلوي ـ 1/6/1332
1. مهدي رحيمي 2. اسدالله كاوسي 3. خليل صياديان
4. هوشنگ مولوي 5. محمدرضا پهلوي

957-11ع
اولين مصاحبه مطبوعاتي محمدرضا پهلوي با خبرنگاران
ايراني و خارجي پس از كودتا


1067-11ع
محمدرضا پهلوي و فضل‌الله زاهدي پس از كودتاي 28 مرداد
1. سليمان بهبودي 2. محمدرضا پهلوي 3. فضل‌الله زاهدي

3271-11ع
فضل‌الله زاهدي (نخست‌وزير) و عده‌اي از همكاران وي در كودتاي 28 مرداد
1. هدايت‌الله گيلانشاه 2. نادر باتمانقليچ 3. فضل‌الله زاهدي 4. عباس فرزانگان 5. اردشير زاهدي 6. رحيم هيراد
7. ابوالفتح آتاباي 8. مصطفي مقدم 9. سليمان بهبودي 10. علي‌اكبر شعري 11. جهانگير بزرگمهر 12. نعمت‌الله نصيري
13. محمد خاتمي

3490-4ع
محمود افشارطوس و همسر و فرزندان وي
1. محمود افشارطوس 2. فرزين افشارطوس 3. بهشيد افشارطوس
4. فرشيد افشارطوس 5.همسر وي


130-643هـ
سپهبد فضل‌الله زاهدي (نخست‌وزير) و چند تن از
عوامل كودتاي 28 مرداد در يك مراسم رسمي
1. اميرقلي ضرغام 2. اردشير زاهدي 3. هدايت‌الله گيلانشاه
4. فضل‌الله زاهدي 5. محمدحسين جهانباني 6. امير متقي
7. منوچهر خسروداد

154-141ق
محاكمه محمد مصدق (نخست‌وزير) در دادگاه نظامي
1. محمد مصدق 2. جليل بزرگمهر 3. علي‌محمد روحاني

3260-11ع
فضل‌الله زاهدي (نخست‌وزير) و عده‌اي از فرماندهان نظامي
در مراسم اولين سالگرد كودتا در ميدان مخبرالدوله ـ تهران
1. تيمور بختيار 2. عليقلي گلپيرا 3. مهديقلي علوي مقدم
4. فضل‌الله زاهدي 5. اردشير زاهدي 6. عبدالله هدايت


1889-11ع
عكس اهدايي محمدرضا پهلوي به نعمت‌الله نصيري
به مناسبت اولين سالروز كودتا

2218-11ع
مصاحبه ريچارد نيكسون معاون رئيس‌جمهور آمريكا
با خبرنگاران ـ تهران 18/9/1332
1. شاپور جي (ريپورتر) 2. نعمت‌الله نصيري 3. ريچارد نيكسون 4. ابراهيم مدرسي 5. مهديقلي علوي مقدم

5536-11ع
اشرف پهلوي، اسدالله رشيديان و مهديقلي علوي مقدم
از عوامل اصلي كودتا
1. اشرف پهلوي 2. اسدالله رشيديان 3. مهديقلي علوي مقدم


6082-11ع
چماقداران و سربازان
در روز كودتاي 28 مرداد در تهران


یزد اولین شهر خشتی و دومین شهر تاریخی جهان بعد از شهر ونیز ایتالیاست


ولین شهر خشتی و دومین شهر تاریخی جهان بعد از شهر ونیز ایتالیاست. همین دو ویژگی کافی است تا ایرانیان بدانند کشوری به وسعت تاریخ جهان دارند و شهری کویری که می توانند خشت به خشت، ریگ به ریگ و لحظه به لحظه تاریخ آن را به رخ جهانیان بکشند.

دومین شهر تاریخی جهان "برترین" جاذبه های گردشگری، تاریخی و میراث فرهنگی زیادی دارد که هر کدام از آنها می تواند به تنهایی جاذبه ای منحصر به فرد برای بازدید گردشگران و دوستداران میراث فرهنگی و تاریخ ایران و جهان باشد. این شهر به شهر بادگیرها معروف است. به دارالعباده، شهر دوچرخه‌ها، شهر شیرینی، شهر قنات و قنوت و قناعت و شهر آتش و آفتاب.

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

تاریخ نویسان معتقدند که قدمت یزد به پیش از اسلام می رسد. عده ای هم می گویند که شاید شهر تاریخی یزد را باید در نقطه دیگری غیر از مکان کنونی آن جستجو کرد. اما با این حال قدمت بسیاری از آثار تاریخی کشف شده در شهر یزد به قرن پنجم هجری باز می گردد. در عین حال کشف بناهای دیگری متعلق به قرن های دوم و سوم هجری، تردیدها را در تخمین قدمت شهر یزد بیشتر می کند. در هر صورت تاریخ سکونت انسان در این خطه از هزاره سوم پیش از میلاد فراتر رفته است، به طوری که در عهد پیشدادیان طایفه های در حال کوچ از بلخ به پارس، این سرزمین را یزدان نامیدند و از آن زمان به بعد یزد محل عبادت شد.

یزد را از آن جهت امن ترین شهر می دانند که جنگ و بلایای طبیعی تاکنون نتوانسته به آن صدمه ای وارد کند. به همین دلیل است که تاریخ نویسان از آن به عنوان امن ترین شهر ایران یاد کرده اند. مارکوپولو جهانگرد ایتالیایی نیز درباره یزد می گوید که تجار جاده ابریشم این شهر را به لحاظ امنیت مالی و جانی آن دوست دارند.


گسترده ترین بافت تاریخی ایران
بافت تاریخی شهر یزد با مساحتی در حدود 800 هکتار را می توان گسترده ترین و اصولی ترین بافت تاریخ ایران دانست که تجربه های متفاوتی در زمینه مداخله متولیان امر در شبکه معابر را در خود جای داده است. بافت تاریخی یزد به عنوان دومین بافت خشتی دنیا و دست نخورده ترین بافت تاریخی کشور به شماره 15000 در فهرست ملی ثبت شده است.
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups





نارین قلعه، قدیمی‌ترین بنای خشتی جهان
قدیمی ترین بنای ساخته شده از خشت در دنیا نارین قلعه یا کهندژ نام دارد که در شهر باستانی میبد بر فراز تپه ای بلند بنا شده و بر تمامی ‌شهر میبد و پیرامون آن دید دارد. تاکنون کشوری ادعا نکرده است که بنایی قدیمی تر از کهندژ دارد.
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups
کهندژ نام دژهای کهنی است که در آغاز پیدایش شهرها بنا شده اند. این دژها در دوره پیش از اسلام و بیشتر در دوران ماد، هخامنشی و اشکانی ساخته شده و بناهایی تک و پر تراکم بودند که بر فراز تپه‌های طبیعی یا مصنوعی می‌ساختند.


طولانی ترین قنات ایران
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups
 
طولانی ترین قنات ایران به نام "قنات زارچ" با طول صد کیلومتر در استان یزد قرار دارد. این قنات یکی از کهن ترین قنات های ایران به شمار می آید که سابقه ای بیش از سه هزار سال دارد. طول کوره قنات زارچ بیش از 71 کیلومتر بوده و تعداد چاه های آن دو هزار و 115 حلقه شمارش شده است.

مسن ترین درخت جهان
 
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups
به جذابترین  گروه  اینترنتی یاهو ملحق   شوید        |   BestIranGroups
سرو چهار هزار ساله ابرکوه را می توان مسن ترین موجود زنده جهان نامید. هر چند که گفته می شود در کشور سوئد نیز درحتی وجود دارد که از سرو ابرکوه قدیمی تر است اما اکنون از درخت پیر سوئد تنها ریشه های آن باقی مانده در حالی که سرو کهنسال شهرستان ابرکوه با 25 متر ارتفاع 18 متر محیط و 5.11 متر اندازه دور تنه در قلب ایران زنده و سبز است و آرام آرام زندگی می کند.

بلندترین بادگیر جهان

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups
بلندترین و منحصر بفرد ترین بادگیرهای جهان را تنها می توان در استان یزد پیدا کرد. بادگیر باغ دولت آباد یزد در شمار زیباترین بادگیرهای دوره زندیه و قاجاریه با قدمتی 270 ساله به عنوان بلندترین بادگیر جهان به حساب می آید. این بادگیر که نمونه ای از معماری دوره زندیه را داراست در سال 1160 هـ.ق توسط محمدتقی خان یزدی مشهور به خان بزرگ سرسلسله خوانین یزد ساخته شد.

این بادگیر ارتفاعی به طول 33 متر و 80 سانتی متر دارد و از خصوصیات بارزش هشت ضلعی بودن آن است که باعث می شود باد در هر جهت به راحتی و به سرعت به قسمت زیرین آن هدایت شود و پس از برخورد به سطح آب حوضچه زیر بادگیر، هوای خنکی در داخل آن ایجاد کند.

در کنار این بادگیر باغی شامل سه عمارت هشتی و سردر و تالار آینه نیز موجود است که بهشت آیین خوانده می شود و دارای نقوش اسلیمی است. این باغ مدتها محل اقامت کریم خان زند در یزد بود و از نظر طراحی در شمار زیباترین باغ های دوره زندیه و قاجاریه محسوب می شود.
 

قدیمی ترین میدان ساعت شهری در ایران
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups
 
قدیمی ترین ساعت شهری ایران در میدان وقت الساعت یزد نصب شده است. این ساعت آفتابی به استناد کتاب جامع مفیدی نخستین ساعت شهری است که فردی به نام ابوبکر ساعت ساز یزدی آن را در سال 725 هجری قمری در مدرسه رکنیه در جوار مسجد جامع یزد نصب کرد. این مکان بعدها به نام میدان وقت الساعت شهرت یافت.


قدیمی ترین نخل چوبی ایران

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups
 
نخل چوبی میدان امیر چخماق به عنوان قدیمی ترین نخل چوبی ایران با 450 سال عمر متعلق به عصر صفوی و به نخل حیدری ها معروف است. بلندی این نخل 8.5 متر و اضلاع آن نیز 8.5 در 8.5 متر است.
این نخل مجموعه مشبکی از چوبهای تراشیده شده با گره چینی ها و تیرهای بزرگ است که تقریبا به شکل درخت سرو (نماد آزادگی) ساخته شده است. اما بزرگترین نخل ایران نیز با همین ویژگی ها در شهرستان زارچ قرار دارد.

یزدی ها رسم دارند که در ایام سوگواری امام حسین(ع) مراسم نخل گردانی اجرا کنند. این نخل توسط 150 نفر در میان مردم گردانده می شود تا مراسم ویژه آن نمادی باشد برای آزادگی و مظلومیت امام سوم شیعیان.


قدیمی ترین مسجد ایران

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups
 
ساخت مسجد جامع فهرج واقع در 30 کیلومتری شهر یزد، به نیمه اول قرن اول هجری برمی گردد. این مسجد، تنها مسجد جهان اسلام است که ساختمان آن از ابتدا تاکنون هیچ تغییری نکرده است. اگرچه در میان باستان شناسان اختلاف نظر وجود دارد اما ظاهرا مسجد جامع فهرج قدیمی ترین مسجد ایران است. مسجد جامع فهرج کماکان زنده و پویا بوده و در آن نماز جماعت برپا می کنند.

بلندترین مناره های جهان

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups
 
مسجد جامع کبیر یزد یکی از شاهکارهای معماری و تاریخی جهان به شمار می رود و به جرات می توان گفت دارای بلندترین مناره های جهان است. بنای این مسجد با عظمت قرنهاست که از فراسوی تاریخ تمدن این سرزمین می درخشد به نحوی که در کتب تاریخی یزد آمده است:"مسجد را بر جای آتشگاه ساسانی ساخته اند و سنگ بنای آن توسط علاء الدوله گرشاسب نهاده شده است". مسجد جامع قدیم در قرن ششم هجری قمری و به دستور گرشاسب از نوادگان "علاء الدوله کالنجار" ساخته شد و بنای اصلی مسجد کنونی از آثار "سید رکن الدین محمد قاضی" است.

دو مناره مسجد که ارتفاع تقریبی آن از کف تا نوک به بیش از 52 متر می رسد، دارای قطری در حدود هشت متر است که در دوره صفوی به بنا افزوده شده اما در سال 1313 هجری شمسی فرو ریخت و دوباره تجدید بنا شد. بلندای این مناره ها و اینکه کاشی کاری منحصر به فردی حتی در اوج مناره ها انجام شده، تعجب همگان را بر می انگیزد زیرا این مناره ها هرچه به سمت بالا رفته باریکتر شده و تنها یکی از آنها دارای پلکان است از اینرو ظرافت کاشی کاری در این ارتفاع به واقع قابل تحسین است.

بیشترین تعداد دخمه ها در یزد
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups
 
دخمه محلی است که زرتشتیان، مردگان را بر طبق آداب دینی در آن می نهادند اما از وقتی که به دفن کردن در گورستان پرداخته اند، استفاده از دخمه متروک شده است. بیشترین این دخمه ها در یزد قرار دارد چون در این شهر زرتشتیان زیادی زندگی می کردند. دخمه قدیمی یزد حدود سی سال است که دیگر مورد استفاده نیست، دخمه مانکجی لیمجی هاتریا، دخمه چم تفت، دخمه شریف آباد اردکان، دخمه ترک آباد اردکان تنها نام تعدادی از دخمه های زیاد موجود در یزد است. سرپرستی این دخمه ها را انجمن زرتشتیان بر عهده دارد.


تنها آب انبار شش بادگیری جهان
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups
 
آب انبار شش بادگیر یزد به دلیل دارا بودن شش بادگیر به این نام معروف شده و تنها آب انبار شش بادگیر جهان است. سه بادگیر آن از ابتدا ساخته شده بود و سه بادگیر دیگر بعدها به آن اضافه شده است، با کمی دقت در شکل بادگیرها تفاوت سه بادگیر قدیمی با دیگر بادگیرهای آن را می توان مشاهده کرد. شش بادگیر آب انبار با توجه به شرایط اقلیمی و جهت باد در این منطقه به شکل هشت وجهی هستند. شهر یزد همچنین دارای تنها آب انبار هفت بادگیری جهان با دو مخزن است که در روستای عصر آباد قرار دارد.


تنها کاروانسرای دایره ای در ایران

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups
 
غیر از همه جاذبه های منحصر به فردی که در شهر یزد وجود دارد، می توان تنهاترین کاروانسرای دایره شکل ایران را هم در شهرستان مهریز در مسیر یزد به کرمان مشاهده کرد. کاروانسرای زین الدین یکی از 99 کاروانسرایی است که شاه عباس در ایران ساخته با این تفاوت که معماری آن دایره ای است. اکنون از این کاروانسرا به عنوان یک اقامتگاه سنتی و جاذبه گردشگری یاد می شود. می گویند که اقامت در این کاروانسرای 400 ساله و دیدن آسمان پر ستاره اش امری است که با آن تجربه سفر به یزد، تاریخی ترین شهر جهان کامل می شود!

تصاویری دیگر از مکان های دیدنی شهر یزد

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به  
 جذابترین      
 گروه   اینترنتی  یاهو  ملحق شوید  |  BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به
 جذابترین گروه
 اینترنتی یاهو ملحق  شوید  |   BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین


 

 گروه





 اینترنتی

 یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به  جذابترین  گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups
به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو     ملحق   شوید  |   BestIranGroups


به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید  | BestIranGroups

به جذابترین گروه  اینترنتی یاهو  ملحق شوید  | BestIranGroups
 




--
To all who try to make the world a better place to live in
 ! میهنم، ایرانم، همواره جاودان بمان 
Long Live The Green Movement of Iranian People Against The Islamic Republic in Iran!
The Content of the email does not necessarily represent my political and social view.